کنفرانس دوم بن امروز برگزار میشود. افغانستان و جامعهی جهانی، هردو، به اهمیت این کنفرانس تاکید میکنند. اینکه در کنفرانس چه خواهد گذشت و کنفرانس چه بیرون خواهد داد، تا فردا مشخص خواهد شد. اما در پرتو آنچه تا اکنون مشخص شده است، میتوان پرسشهای زیر را مطرح کرد که آیا انتظارات افغانستان و جامعهی جهانی از این کنفرانس برآورده خواهد شد؟ و انتظاری که میتوان از این کنفرانس داشت چیست؟
نخست باید دید که افغانستان و جامعهی جهانی از این کنفرانس چه میخواهند. گفتوگوها در مورد کنفرانس دوم بن از چند ماه پیش آغاز شد. نشستهای متعددی برای آمادگی و ایجاد گروههای کاری کنفرانس برگزار شد. و آجندای کنفرانس تعیین شد؛ پروسهی انتقال، پروسهی صلح، همکاریهای منطقهای و ادامه همکاریهای جامعهی جهانی با افغانستان پس از 2014 –پس از پایان پروسهی انتقال. اگر آجندای کنفرانس را بررسی کنیم، درمییابیم که این آجندا، براساس خواستهای دولت افغانستان و جامعهی جهانی آماده شده است.
دولت افغانستان که از یکسو متهم به ناکارآیی در مبارزه با طالبان و دیگر تروریستان و به عهده گرفتن مسئولیتهای امنیتی است و از سوی دیگر نگران خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی مبارزه با تروریزم و کاهش کمکهای جامعهی جهانی به افغانستان است؛ تلاش دارد از یکسو نشان دهد که آمادگی به عهده گرفتن مسئولیتهای امنیتی را دارد، و از دیگر سو تعهدات روشن جامعهی جهانی را برای ادامهی کمک به افغانستان، حمایت از پروسهی صلح و تنها نگذاشتن کشوردر مبارزه با تروریزم بگیرد. جامعهی جهانی اما در پی آن است که در این کنفرانس برای بیرون کشیدن آبرومندانهی نیروهای ائتلاف بینالمللی مبارزه با تروریزم از افغانستان و سپردن مسئولیتها به دولت افغانستان زمینهسازی کند و از بار سنگین جنگ در افغانستان بکاهد.
برآورده شدن انتظارات دولت افغانستان و جامعهی جهانی نیازمند زمینههایی است که میتوان آن را چنین برشمرد:
1. رسیدن به توافق صلح با طالبان و یا سرکوب آنها به اندازهای که نیروهای امنیتی افغان، پس از خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی مبارزه با تروریزم، بتوانند آنها را مهار کنند.
2. از میان بردن آموزشگاهها و پناهگاهی طالبان و دیگر تروریستان و یا قناعت دادن، یا وادارکردن دولتهای حامی آنها که از آموزش و پناه دادن به آنها دست بردارند.
3. بهبود حکومتداری در افغانستان، تا دولت افغانستان توانایی مدیریت امنیتی، سیاسی و اقتصادی افغانستان را پس از خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی مبارزه با تروریزم از افغانستان بیابد.
چشمانداز رسیدن به توافق صلح با طالبان مبهم است. تلاشهای افغانستان و جامعهی جهانی، در چند سال گذشته، در این راستا نهتنها به جایی نرسیده است، بل چنین مینماید که طالبان و دولتهای حامی آنها، دولت افغانستان و جامعهی جهانی را به بازی گرفته اند. باری، دکانداری از کویتهی پاکستان خود را نمایندهی طالب معرفی میکند و بار دیگر نمایندهی طالب رییس شورای عالی صلح افغانستان را هدف قرار میدهد. هرچند مقامهای دولتی افغان و ائتلاف مبارزه با تروریزم میگویند که طالبان توانایی گذشته را ندارند، اما اجرای عملیاتهای سازماندهی شده توسط طالبان در شهرهای افغانستان، بهویژه کابل، نشانگر آن است که آنها هنوز توانایی به چالش کشاندن امنیت افغانستان را دارند و به اندازهای سرکوب نشده اند که نیروهای امنیتی افغان بتواند به تنهایی آنها را مهار کند.
با کشته شدن اسامه بن لادن در نزدیکی اسلام آباد، پایتخت پاکستان، انتظار میرفت که فشار از سوی جامعهی جهانی بر پاکستان برای دستگیری رهبران القاعده و طالبان افزایش یابد و پاکستان نیز به این فشارها تن بدهد و دست از حمایت القاعده و طالبان بردارد. اما روند تحولات نشان میدهد که نه فشارها بر پاکستان به اندازهای که انتظار میرفت بوده است و نه این فشارها نتیجهی مطلوب داده است. دولتمردان پاکستانی، هرچند سخن از همکاری در مبارزه با تروریزم میگویند و از جامعهی جهانی باج میگیرند، اما به خروج نیروهای ائتلاف مبارزه با تروریزم از افغانستان و گسیل طالبان و القاعده به افغانستان و از آن راه، به قدرت رساندن دولتی دست نشانده در افغانستان و یا حداقل تحت فشار قراردادن دولت افغانستان و وادارکردن آن به تن دادن به خواستهای پاکستان دل بسته اند.
دولت افغانستان هم نهتنها در ده سال گذشته سیاست روشنی در برابر پاکستان و طالبان نداشته است، که در عرصهی داخلی هم نتوانسته است کارآیی خود را ثابت سازد. به اعتراف مقامات دولتی، فساد گسترده در ادارات دولتی وجود دارد و در مواد زیادی قانون نادیده گرفته میشود و عزل و نصبها نه بر اساس شایستگی، بل بر اساس روابط صورت میگیرند. پارلمان و حکومت در برابر هم قرار دارند و قوای سهگانه در امور همدیگر مداخله میکنند و از تامین عدالت ناتوان اند. مردم هم از ناکارآیی دولت و تامین نشدن عدالت ناراضی اند و همین نارضایتی، به گفتهی مقامات دولتی، عامل مهم حمایت مردم از طالبان شده است.
بدینگونه دیده میشود که زمینه برای دست یافتن به انتظارات دولت افغانستان و جامعهی جهانی مساعد نیست. تا هنگامی که حکومتداری بهبود نیابد، طالبان به صلح تن ندهند و یا سرکوب نشوند و حمایتهای خارجی از طالبان و دیگر ترویستان پایان نیابد، پروسهی انتقال مسئولیتها به دولت افغانستان و خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی از کشور، نهتنها به تامین امنیت، عدالت و حاکمیت ملی افغانستان نخواهد انجامید، بلکه زمینه را برای مداخلهی حامیان تروریسم در افغانستان مساعد خواهد ساخت و افغانستان را با خطر ادامهی جنگ و تبدیل شدن آن به جنگهای داخلی روبهرو خواهد ساخت.
انتظار میرفت جامعهی جهانی در کنفرانس بن به تصامیم روشن و عملی در مورد آیندهی افغانستان و منطقه دست یابد و نگرانیهای موجود را درنظر بگیرد. اما شرکت نکردن پاکستان -که متهم اصلی ناامنی در افغانستان و منطقه شناخته میشود- در کنفرانس، تصمیمگیری در مورد قطع حمایت از تروریستان و پروسهی صلح، همکاریهای منطقهای، پروسهی انتقال و ادامهی کمکهای جامعهی جهانی با افغانستان پس از 2014 را دشوار ساخته است.
در وضعیت کنونی، با درنظرداشت زمینههای دست یافتن به انتظارات دولت افغانستان و جامعهی جهانی و شرکت نکردن پاکستان، کنفرانس بن نمیتواند همهی انتظارات دولت افغانستان و جامعهی جهانی از این کنفرانس را برآورد. انتظاری که میتوان از کنفرانس داشت این است که در این کنفرانس دولت افغانستان آمادگیاش را برای بهبود حکومتداری نشان دهد و جامعهی جهانی هم به مردم افغانستان و دولتهای حامی تروریسم نشان دهد که افغانستان را به حال خود وانخواهد گذاشت.
یادداشت: این نوشته، نخست، در 5 دسامبر، در روزنامه ی 8صبح چاپ شده است.