انسانی روشن دل

فیس بوک را که باز می‌کنم، «ستاتوس» خالد خسرو که از نابینایی استاد قسیم اخگر خبر می‌دهد، بر پیشانی صفحه است. باورم نمی شود. استاد اخگر را دو هفته پیش دیدم. با جمعی از دوستان رفته بودیم دیدنش. سرحال‌تر از پیش‌تر به نظر می‌رسید. پرانرژی بود، اما اندوهگین و ناامید. از روزگار گله داشت و متاسف بود از کارهایی که نتوانسته است بکند. یادآوری کردیم کارهایی را که کرده است، اما بزرگوارتر از این است که آن‌ها را کاری بداند.

آشنایی با افرادی مسیر زندگی آدم را عوض می‌کند. در زندگی‌ام با سه نفر از این گونه آشنا شده ام. یکی از این افراد استاد اخگر است. استاد را از سال 83 می‌شناسم. از جلسه‌هایی که در مجتمع فرهنگ و جامعه‌ی مدنی داشتیم. انسانی روشن دل و مرد ایده‌آل آن روزهایم بود. چشمان‌ام را به چیزهای زیادی باز کرد. خواندن خبر نابینا شدن استاد، دلم را به درد آورد. چشمان مردی که چشمان‌ام را باز کرد، تاریک شده است. آرزو می‌کنم استاد تاب بیاورد و روشنی به چشمان‌اش باز گردد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.